من تصمیم گرفته بودم دیگه توی این وبلاگ از سیاست چیزی ننویسم ولی اینبار می خوام این کار رو بکنم . امروز 14 مرداد سالروز صدور فرمان مشروطیت است . روزی که مردانی مثل ستار خان ، بهبهانی ، صور اسرافیل و زنانی مثل صغرای علمدارچه زحمت ها که برایش نکشیدند و چه خون ها که از تن های پاک دلیران ایران بر زمین جاری نشد و چه بزرگانی که خون دل خوردند و مشروطیت به امضا رسید ؛ و از آن زمان حدود یک و نیم قرن می گذرد و قرار بود ما آزادی داشته باشیم ، قانون مدنی داشته باشیم ، حقوق شهروندی داشته باشیم و کلی چیز های دیگه اما امروز هیچ کدومشون محقق نشدن و تازه یه خیر خیلی جالب می خونیم :
اکبر محمدی دانشجوی زندانی ( وقایع ۱۸تیر ۷۸ )به علت اعتصاب غذا در زندان می میرد ، خیلی دلم می خواست بدانم مثلا آقای حداد عادل !! که امروز بر سر مزار ستار خان در شاه عبدالعظیم رفت ؛اگر ستار خان همون لحظه ازش می پرسید . که پس عدالت چه می شود ؟ چه جوابی می داد ؟ اصلا جوابی دارد ؟ اصلا جوابی دارند ؟ جوابی ندارند چون اینجا شهر سنگستان است ....
بلی دزدان دریایی و خیل جادوان و خیل غوغایی ،
به شهرش حمله آوردند ؛
و او مانند سردار دلیری نعره زد بر شهر
- دلیران من ! ای شیران
زنان ، مردان ، جوانان ، کودکان ، پیران !
و بسیاری دلیرانه سخنها گفت ، اما پاسخی نشنید .
اگر تقدیر نفرین کرد یا شیطان فسون ، هر دست یا دستان
صدایی بر نیامد از سری ، زیرا همه ناگاه سنگ و سرد گردیدند ؛
از اینجا نام او شد شهریار شهر سنگستان .
