تبليغاتX
آیریکان

آیریکان

ای به جامه خویش پیچیده ، برخیز ! و جامه ات را پاکیزه ساز و پلیدی را هجرت کن ...

واقعیت این است که حرفی برای گفتن نیست ؛ نه اینکه نباشد ، هست ؛ اما نه برای گفتن ،  به قول دکترشریعتی" حرف های هست برای نگفتن " و چه می دانم ، شاید این بهانه ای باشد برای همه نگفتن ها و شاید هم نه .


چه خوش بود یک مرغ پران شدی ...
همدان - فروردین ۸۶


میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک...
همدان فروردین ۸۶


باغ بی برگی
همدان - فروردین ۸۶


بسته ست راه گردش اندیشه بند بند
شعری بخوان که بگذرد از سیم خاردار
همدان - فروردین ۸۶

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 فروردین1386ساعت 11 PM  توسط سیاوش  | 

 

من اینجا بس دلم تنگ است...

همدان - حیدره - فروردین ۸۶

 

نمی خواهم تولد یک سالگی آیریکان را جشن بگیرم .

در این مملکت که تو از هر طرف که می روی به دیوار می رسی و پشت هر پنجره ای میله نشانده اند ، دیگر چه دل و دماغی می ماند برای جشن ... ، در این سرزمینی که هرچه نادان تر باشی برخوردارتری و لابد عالم تر ، چه شوقی می ماند برای اینکه برای خودت خیال ببافی که یکساله شدی ... ، که زندگی در این شهر مردگان ، یعنی اینکه فقط زنده باشی ؛ به هر قیمتی ، و عده ای چه بهای گزافی پرداخته اند  به اندازه شرافت انسان .

اینجا آزادی را نمی خواهند ، حتی خیالش را هم مانند غده ای سرطانی و چرکین از ذهن آدم ها بیرون کشیده اند . آزادی خیال خامی است که دیوانه ها دارند ؛ والا آدم عاقل که سرش در آخور خودش است و نیش رضایتش تا بناگوش حماقتش باز ، بگذریم ....

آیریکان یک سالگی اش را جشن نمی گیرد ، اما شور شادی اش را در خیالش نگاه می دارد تا زمانی که گاه شادی حقیقی است ...

و اما دوستانم در این یک سال ...

 

عباس جعفری(آزادکوه) : بزرگ و از اهالی امروز ، از آنها که نسلشان می رود که دیگر نباشد .

آنا (آناپورنا) : انتظار می کشم تا 100 بار صعود به قله توچالش را تبریک بگویم .

احسان بشیرگنجی (برج سینا) : دست گرم دوست در شب های سرد شهر .

ری را(بیستون): مهربان همسایه .

هادی بهادری (تار نگار یک عنکبوت) : اهل درس و مشق و البته انواع کلاس ها از پوشاک گرفته تا حشره شناسی .

شقایق (دریای سرخ سرخ) : خانم دکتر کوه نویس و اخیرا فقط بیمارستانی نویس و خوش قلب .

آوا (راز کوه) :طبیعت نویس کوهنورد احتمالا

کشمیری ساجده (سرپهنگی) : سرکشی طبع ، نویسنده به هرچه بخاهد به دل .

ساعی (صخره) : همشهری من ، ساکن یزد اما ، احتمالا

افسانه (کوه انتظار خدا) : معتقد به اینکه کوهنورد باید از کوه بگوید .

مهدی معماری (کوه در من) : خرداد 85 ، بارگاه سوم ، دماوند .

میثم  (کوهنورد تنها) : اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده ....

احسان حسین نژاد (نوپتسه) : اولین وبلاگی که لینک کردم .

آزاده نوزاد : عکاس ؛ و گاهی حسودیم می شود به عکس هایش .

جیران (دختر ترکمن) : ناراضی از خیلی چیزها ، و چه قلمی ، به ظرافت شعر می نویسد .

راضیه عدلو (ستاره) :شاعر رویاها ، از آنها که خیالشان از پس بلور قلبشان پیداست .

لاشئ (لامکان) : هم کلاسی .

هیچی (هیچستان) : اهل شعر و ذوق و ادب پارسی.

 

اگر نبودند همراهان من در این یک سال ، همان روز اول تولد ، آیریکان در دم جان سپرده بود . احتمالا خیلی ها رو فراموش کرده ام ، باید منو ببخشید .

                                                                                                                      سیاوش یالپانیان

 

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی

که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت

یک سالگی - ۱۱ فروردین ۸۶

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 فروردین1386ساعت 7 AM  توسط سیاوش  | 

 

بیستون ، ملک آشنایی ... همان جا که فرهاد سنگ تراشید و جان خست و دل نکند که دل سپرده شیرین بود و عاقبت جان گذاشت بر سر این عشق سودایی ...

و ما به تماشا نشستیم ... سینه به سینه بیستون دادیم و گوش سپردیم به زمزمه سنگ ها... سال هاست که از قصه عشق فرهاد می گذرد ؛ و شیرین بر مزار خویش چشم انتظار فرهاد .... و سال هاست که عاشقان به نماز این عشق شورانگیز به بیستون می آیند ، دست به صخره های آسمان سایش می کشند و طنین صعودشان در دل بیستون جاری می شود تا یاد فرهاد تا همیشه جاودان بماند.

 

هم چو فرهاد بود کوه کنی پیشه ما

کوه ما سینه ما ، ناخن ما ، تیشه ما

بهر یک جرعه می منت ساقی نکشیم

اشک ما ، باده ما ؛ دیده ما ، شیشه ما ...

 

بیستون یادگار عصمت غمگین تاریخ ما نیز هست . بر جان اش شکوه و عظمت ایران نقش بسته به صلابت سنگ . و ما تنها به نظاره ایم  . "دل به یاده بره های فرهٌی در دشت ایام تهی بسته "* و نظاره گر اسارت ایران در دستان اهرمن ؛ و چه راحت و آسوده فراموش کرده ایم که چه بودیم و اکنون چه هستیم ....

 

*اخوان ثالث

 

شکوه صلابت ....

بیستون - فروردین ۸۶

 

زدستم بر نمی خیزد که بی یاد تو بنشینم ...

بیستون – مسیر هاری رست - فروردین 86

 

تماشا...

بیستون - مسیر سب - فروردین ۸۶

 

من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم

که عنان دل شیدا به لب شیرین داد

بیستون - فرهاد تراش - فروردین ۸۶

 

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس

بیستون - مسیر همدانی ها - فروردین ۸۶

 

ژان ...هم طناب

بیستون - مسیر همدانی ها - فروردین ۸۶

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 فروردین1386ساعت 11 AM  توسط سیاوش  | 

جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی