تبليغاتX
آیریکان

آیریکان

ای به جامه خویش پیچیده ، برخیز ! و جامه ات را پاکیزه ساز و پلیدی را هجرت کن ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 5 PM  توسط سیاوش 

 

ناگهان بانگی برآمد خواجه مرد ...

و بازهم مرگی دیگر ... چه شده سرزمین مان را ؟ می روند ... یکی ، یکی ... جعفر شهیدی ، احمد بورقانی و دیروز ... استاد نیکول فریدنی ... عکاس ، چشم طبیعت ایران ...

اگر چه عکاس هرگز نمی میرد ... زنده است در تک تک نگاه عکس هایش ...

روحش شاد ، روانش قرین رحمت پروردگار .

 

استاد نیکول فریدنی

احسان افشار عکاس :؟

 

 

عکس از وبلاگ آزادکوه

 

  

عکس از ایسنا

عکس ازایسنا

 

 

***

سایت عکاسی

خبرگزاری میراث فرهنگی

هفتان

زندگی نامه نیکول فریدنی - ایسنا

گزارش تصویری ایسنا

آیریکان - 16 مرداد 86

 

***

تقدیم به استاد نیکول فریدنی

زنگ باران به صدا می آید

...آدم اینجا تنهاست

همدان - آذر ۸۶

تقدیم به استاد نیکول فریدنی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 5 PM  توسط سیاوش  | 

 

" انگار بریدی ! ... ، نه ؟ خسته شدی ! هوا هم که استخوان سوز سرد است ... سوی چشم ات نبرید از این همه برف ؟ سفیدی چشمانت انگار سرخ شده ، بسکه زل زدی به این برف ها ... بند کفش ات هم که باز شده ! ... نه ! ، انگار واقعا بریدی ... "

خسته که نگاهش می کردم ، لبخند می زد ... – یا من اینطور می دیدم – و بعد راه می افتاد ... صدایش که می سرید روی باد را هنوز می شنوم :

" پا به پا نکن ، تا آن سنگ می رویم و بعد خستگی در می کنیم ... " . بعد می خواند :

" و سردم شد آن وقت ، در پشت یک سنگ ،

اجاق شقایق مرا گرم کرد ..." *

آن وقت ها عصبانی می شدم ؛ به خستگی ام که می خندید لجم می گرفت ، می دویدم و زودتر به سنگ می رسیدم ...

حالا انگار دلم تنگ شده برای آن روزها ... دلم تنگ شده که بدوم و کنار سنگ بنشینم و نفس زنان تماشایش کنم که آهسته می آید ؛ و بعد که رسید بگویم : " اجاق شقایقت کو پس ؟ " و بخندد و قلبش را نشان بدهد ، که یعنی اینجاست ...

دلم تنگ شده که دیگر نمی آید ... انگار میان برف ها پا کشید و رفت ...

حالا من مانده ام و بی کرانه ای پر برف ، خسته از همه بودن های تهی اطرافم ، دل زده از همه چیزهایی که دیگران آویزان اش شده اند ...

سودای روشنی فردا را دارم و اجاق شقایق ، که مرا گرم می کند ، در این شب های زمهریر ...

همین .

باقی بقایتان .

 

* شعر از سهراب سپهری

 


اجاق شقایق ...

دشت لار - اردیبهشت ۸۴

 

حواصیل تنها

همدان - دی ۸۶

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 10 AM  توسط سیاوش  | 

جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی

 


Runtime Error

Server Error in '/' Application.

Runtime Error

Description: An application error occurred on the server. The current custom error settings for this application prevent the details of the application error from being viewed remotely (for security reasons). It could, however, be viewed by browsers running on the local server machine.

Details: To enable the details of this specific error message to be viewable on remote machines, please create a <customErrors> tag within a "web.config" configuration file located in the root directory of the current web application. This <customErrors> tag should then have its "mode" attribute set to "Off".


<!-- Web.Config Configuration File -->

<configuration>
    <system.web>
        <customErrors mode="Off"/>
    </system.web>
</configuration>

Notes: The current error page you are seeing can be replaced by a custom error page by modifying the "defaultRedirect" attribute of the application's <customErrors> configuration tag to point to a custom error page URL.


<!-- Web.Config Configuration File -->

<configuration>
    <system.web>
        <customErrors mode="RemoteOnly" defaultRedirect="mycustompage.htm"/>
    </system.web>
</configuration>