تبليغاتX
آیریکان

آیریکان

ای به جامه خویش پیچیده ، برخیز ! و جامه ات را پاکیزه ساز و پلیدی را هجرت کن ...

 

انتظار ...

همدان - بهار ۸۶

 

تو نبودی ، همه چیز گم بود و ناپیدا ...

من بودم ...

آواره ، پریشان ، خوابگرد دشت ها و کوه های دور ...

پلنگی بر فراز صخره ای ...

خیره ی ماه ی دور ...

آمدی ... آرام گرفتم ،

بهار شدم و شکوفه باران ...

ابر شدم ...

ماندی ... گرم شدم ،

بارآور شدم ، قد کشیدم ...

و بعد ... خواندی که : می روم ...

پاییز شدم

و به هزار رنگ چشم انتظار

تا کدام ، خبر آمدنت را ترانه ای بخواند 

و ... می مانم ...

می مانم تا زمستان ...

یخ می کنم ... می گریم ... بلورآجین می شوم

تا ...

بیایی و غرق هزار بهارم کنی ...

 

سیاوش

 

شکوفه باران

همدان - فروزدین ۸۷

 

... حصار

همدان - فروردین ۸۷

 

... وقتی تو نیستی

تهران - اسفند ۸۶

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 5 PM  توسط سیاوش  | 

 

من یک دروغگو هستم

 

دروغگو

 

دروغگو

 

دروغگو

 

دروغگو

....

....

...

..

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 10 PM  توسط سیاوش  | 

 


تولد دو سالگی آیریکان

گرکان- فروردین ۸۷

 

 

سالی گذشت بر آیریکان ...

دو سالی ...

دل سپرده راه بودیم و هستیم ... - راه ، این همزاد پای آدم خاکی – اگر چه ، فرصتی دست نیامد تا دل به دست گیریم و پای در راه نهیم ... با این حال خیال خوش سفر در سر پروراندیم تا نفس کشیدن توانیم ...

و این چنین ، سالی بر آیریکان گذشت ...

و یارانی عزیز همسفرم...

و عزیزی همراهم ...

 

همرهان ...

همدان - فروردین ۸۷

 

رااااااااااااااااااااه ...

جاده زیراب - تیر ۸۶

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 11 PM  توسط سیاوش  | 

 

این ترانه رو خیای دوست دارم ... متاسفانه نتونستم اینجا بیارمش ، ولی اگه بخواین گوشش بدین ، اسم کاستش هست "آفتاب کاران" که البته فکر کنم به سختی گیر بیاد ، چون مربوط به کسانی است که آدم های خیلی خیلی بدی بودند ! 

 


لاله کارون ...
همدان - فروردین ۸۷

 

سر اومد زمستون

شکفته بهارون

گل سرخ خورشید باز اومدُ شب شد گریزون

کوه ها لاله زارن ، لاله ها بیدارن

تو کوه ها دارن گل گل گل ، آفتابُ می کارن

توی کوهستون

دلش بیداره

تفنگ و گل و گندم داره میاره ...

توی سینه اش جان جان جان ، یه جنگل ستاره داره

لبش خنده ی نور

دلش شعله ی شور

صداش چشمه و یادش آهوی جنگل دور

....

 

تنها با گلها ...
همدان - اردیبهشت ۸۶

+ نوشته شده در  شنبه 3 فروردین1387ساعت 12 PM  توسط سیاوش  | 

جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی