تبليغاتX
آیریکان

آیریکان

ای به جامه خویش پیچیده ، برخیز ! و جامه ات را پاکیزه ساز و پلیدی را هجرت کن ...



اینجا ایران است ... ایران
تیر ۸۶- همدان - کاروانسرای نگارچی

اخوی عزیزتر از جانم سلام
امیدوارم که حالت خوب باشد ؛ حال همه ی ما اینجا خوب است . گوسفند عمو حسین کمی ناخوش بود که برایش دکتر آوردند ، حالا خوب شده ، دیشب هم کله پاچه اش را خوردیم . وضع آب هم امسال بد نیست . الحمدلله سیل آمد . خانه ی عمه بلقیس هم خراب شد . با اینکه آب امسال زیاد است و می توانیم همه را به دبیت (همان کویت) و بقیه ی جاها بفرستیم ، حاج علی و حاج محمد علی همدیگر را سر آب کشتند ، البته نمردند .
دولت هم خیلی به ما می رسد خدا را شکر و اصلا ما را تنها نگذاشته ، دیروز یک کامیون ارتشی آمد و غلام و محمد و نادر و سیف الله را برد اجباری . 
امیدوارم زنده بودن در پایتخت زیاد به تو سخت نباشد و زود تر درست را بخوانی و دکتر شوی و بروی خارج ، آخر آنها خیلی بدبخت هستند و به کمک ما خیلی احتیاج دارند ، دیروز تلویزیون قهوه خانه نشان می داد که طفلکی ها با چه زحمتی زندگی می کنند ، ننه می گفت اگر عقل داشته باشند می آیند همین جا ولایت خودمان زندگی می کنند ، اما جاج آقا گفتند : آنها از همان اولش هم عقل نداشتند .
دیگر خیلی مزاحمتان نمی شوم . نگران اینجا هم نباشید ، من خودم شخصا به امورات طویله و دیم زارمان رسیدگی می کنم .

قربان بروم
سیاوش


کوچه ها تاریکن ، دکونا بستن
اسفند ۸۷- همدان - بازار

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 7 PM  توسط سیاوش  | 

جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی