هیچ عکسی برای موضوع امروزم ندارم ، منظورم جنگ در لبنان است . یعنی واقعیتش اینه که خواستم عکسی رو بذارم ولی خجالت کشیدم از آبروی انسان ، از شرافتش ، از روحی که خدا به ودیعه در اختیارش گذاشته .... نمی دانم چه بگویم ولی فکر کنم این شعر اخوان زبان گویای من باشد و شاید همه ما ... به هر حال ...
خدایا ! پر از کینه شد سینه ام
چو شب رنگ درد و دریغا گرفت
دل پاک رو تر ز آیینه ام
شبی جبه دیگر کن و پوستین
فرود آی از آن جایگاه بلند
رها کرده خویشتن را ببین
زمین دیگر آن کودک پاک نیست
پر آلودگی ها است دامان وی
که خاکش به سر ، گر چه جز خاک نیست
یکی بشنو این نعره خشم را
برای که بر پا نگهداشتی
زمینی چنین بی حیا چشم را ؟
خدایا غم آلوده شد خانه ام
پر از خشم وخون است و درد و دریغ
دل پاک رو تر ز آیینه ام .