تبليغاتX
آیریکان - کوچ

آیریکان

ای به جامه خویش فرو پیچیده ، برخیز ! و جامه ات را پاکیزه ساز و پلیدی را هجرت کن

ماندن که بی تابت کرد و روزگار که سیر و گریزانت کرد ، آن وقت می بینی که دشت ها چه فراخ اند برای اینکه اینجا نباشی ... و کوهها چه آغوش گرمی اند برای اینکه دل بکنی ....

دل بکنی و بروی ... نمی دانم کجا ... هر جا ، بروی تا سر کوه ... بروی تا ته دشت ... !

و شاملو چه زیبا گفته است که : " پر پرواز ندارم ، اما ، دلی دارم و حسرت درناها " 

 

 

 

همدان - شهریور ۸۵

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت 7 PM  توسط سیاوش  |