نشسته بودیم ، باد آمد ؛ پنجره را بستیم . نگاهمان به باغچه نبود که پاییز آمد ؛ برگ ها به شاخه بودند که خشکیدند و زرد شدند ... چشممان به آسمان هم نبود که پاییز پرش کرد و خاکستری شد و بی پرنده ؛ و ما ماندیم و قارقار چند کلاغ سیاه ... گفتیم پاییز هزار رنگ و چپیدیم توی خانه هایمان ... و فکری نبودیم که این هزار رنگی فصل هاست بر سرمان هوار شده ....
آه اگر این آسمان بی ماه بود ...
همدان -مهر ۸۵
یادگار باران ...
همدان مهر ۸۵
رنگ ... رنگ ... رنگ
همدان شهریور ۸۵
پایان...
همدان مهر ۸۵
با این حال هنوز هم عاشق پاییزم....
