راه نیمه شده بود و ما خسته ؛ جاده از زیر پاهایم رد می شد . نشستیم ؛ آسمان بود و خورشید که سوار شده بود روی دوش کوه و دشت که برف را بغل زده بود و دو تایی پچ پچ می کردند ...
خورشید آهسته رفت روی آن یکی دوش کوه ؛ و انگار بازی اش گرفته باشد نشست روی یال کوه و سُر خورد پایین ...؛ خورشید که رفت ، کوه هم رفت ، پشت سرش دشت و آخر سر هم برف ...
و بعد ما مانده بودیم تاریکی .
سیاوش

آسمان آبی و ابر سفید
همدان-دره کیوارستان-آذر ۸۵

آرمیدن
همدان - مهر ۸۵

سرها در گریبان است...
همدان - دره مرادبیک - آبان ۸۵

یک رنگی
همدان - قله رعد - آذر ۸۵
