بیستون ، ملک آشنایی ... همان جا که فرهاد سنگ تراشید و جان خست و دل نکند که دل سپرده شیرین بود و عاقبت جان گذاشت بر سر این عشق سودایی ...
و ما به تماشا نشستیم ... سینه به سینه بیستون دادیم و گوش سپردیم به زمزمه سنگ ها... سال هاست که از قصه عشق فرهاد می گذرد ؛ و شیرین بر مزار خویش چشم انتظار فرهاد .... و سال هاست که عاشقان به نماز این عشق شورانگیز به بیستون می آیند ، دست به صخره های آسمان سایش می کشند و طنین صعودشان در دل بیستون جاری می شود تا یاد فرهاد تا همیشه جاودان بماند.
هم چو فرهاد بود کوه کنی پیشه ما
کوه ما سینه ما ، ناخن ما ، تیشه ما
بهر یک جرعه می منت ساقی نکشیم
اشک ما ، باده ما ؛ دیده ما ، شیشه ما ...
بیستون یادگار عصمت غمگین تاریخ ما نیز هست . بر جان اش شکوه و عظمت ایران نقش بسته به صلابت سنگ . و ما تنها به نظاره ایم . "دل به یاده بره های فرهٌی در دشت ایام تهی بسته "* و نظاره گر اسارت ایران در دستان اهرمن ؛ و چه راحت و آسوده فراموش کرده ایم که چه بودیم و اکنون چه هستیم ....
*اخوان ثالث
شکوه صلابت ....
بیستون - فروردین ۸۶

زدستم بر نمی خیزد که بی یاد تو بنشینم ...
بیستون – مسیر هاری رست - فروردین 86

تماشا...
بیستون - مسیر سب - فروردین ۸۶

من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم
که عنان دل شیدا به لب شیرین داد
بیستون - فرهاد تراش - فروردین ۸۶

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
بیستون - مسیر همدانی ها - فروردین ۸۶
ژان ...هم طناب
بیستون - مسیر همدانی ها - فروردین ۸۶
