شیر حق برخیز وقـت کـار شد
بر ســـر نی رفتنت انــکار شد
کاخ ها گردیده مسجد سرفراز
صد رکعت تزویر دارد هــــر نماز *
می دانم که "عاشورا زانوی مهربان سر نهادن و گریستن است تا در این فاجعه هولناک بشری ، هر کسی فاجعه ی خویش را بنالد" **، می دانم که سالهاست خو گرفته ایم که عاشورا را بنالیم ، که عاشورا را گریه کنیم ... تا دلهایی که در این روزگار " نه حق انتخاب ، که حق احساس ؛ و چشم های که نه نگاه ، که حق اشک ؛ و حلقوم های که نه فریاد ، که حق ناله نیز ندارند ، از عاشوراست که حق های از دست رفته خویش را هر ساله بستانند" و آرام گیرند ...
می دانم ... همه اینها را می دانم ...
اما چه بر سر ما آمده ؟ چه شده که فریاد آن "بازمانده مردی از ذریه چوپانان شورشی که در سکوت تسلیم و رضای تاریخ ، گاه ، به آتشی شگفت ، در صحرا بر می آشفتند و خود را بر شبستان تاریخ می زدند ... " را نمی شنویم ؟
چه شد که "هل من ناصر ینصرنی" اش فراموشمان شده ؟
چه شد که پرچم سرخ انقلابش را پرچم سیاهی کردیم برای نالیدن ؟
چه شد که فریاد عاصی اش را روضه خواندیم ؟
چه شد که تشنگی اش را برای آزادی و آزادگی ، شربتی ساختیم از زعفران و هل و گلاب؟
و چه شد که از خون اش گذشتیم و شبستان نشین کاخ سبز شدیم ؟
و چه شد ... ؟
و چه شد ... ؟
و چه ....
بگذریم ...
امتی از نسل سفیانی به پا ....
پس چرا بر نی شدی ای مه لقا ؟

همدان - عاشورای ۸۵
کویری با خورشیدی کبود و آسمانی به رنگ شرم ، و صحرایی افق در افق پوشیده از خون ، شبحی روییده از دریای سرخ ، صحرایی بی کس و درد بار ، شبحی یا مجسمه ای ، تندیسی در خون ایستاده ، سندانی در زیر ضربه های دشمن و دوست ، مجروح ، خون آلود ، شکسته ، خاموش ، با دستی بر قبضه شمشیری که با همه تعصبش کوشید تا همچنان نگاهش دارد ، و ...
و دستی دیگر ، هم چنان بلاتکلیف ...
نه می جنگد ، که با چه ؟ نه سخن می گوید ، که با که ؟ نه می رود ، که به کجا ؟ نه باز می گردد ، که چگونه ؟ نه می نشیند ، که ...
هرگز !
ایستاده است و تمامی تلاشش اینکه نیفتد !
بر سر رهگذر تاریخ ایستاده و بر هر نسلی که می گذرد ، راه می گیرد و بر سرش نهیب می زند که : ای بر مرکب های سیاه ننگ ، بگریخته از همه صحنه های شهادت تاریخ ... در میان شما هست کسی که هنوز چهره انسان را به یاد آرد ؟ و چشمانی هست که او را بتواند دید و باز شناخت ؟
دکتر علی شریعتی - حسین ، وارث آدم

همدان - تیر ۸۶
* اشعار از مهدی شریفی
** نوشته های داخل گیومه از دکتر علی شریعتی - حسین وارث آدم